|
شناخت دوران جاهليت از چندين نظر لازم است. او ل اين كه براي درك فضايي كه پيامبر در آن مبعوث شدند بد نيست كه قدري در مورد اين فضا بحث شود. دليل ديگر جهت شناخت جاهليت اين است كه در روايات آمده كسي كه ائمه را نشناسد به مرگ جاهليت مرده. بايد ديد اين جاهليت چيست؟ اگر پيامبر فوت كنند، آيا باز اين امكان وجو دارد كه دوباره به دوران جاهليت بر مي گرديم؟ بايد ديد چه دوراني جاهليت بوده؟ و چگونه بودن به معني جاهل بودن است؟ بحث جاهليت مورد غفلت واقع شده در حالي كه داراي اهميت است. از ديد اسلام، جاهليت تنها يك دوره ي تاريخي نيست. دوران جاهليت مثل قرون وسطي نيست كه عنوان مي شود، از قرن x تا y طول كشيده، بلكه جاهليت در ديد اسلام يك جامعه با يكسري ويژگيهاست . اگر اين ويژگيها در جامعه اي در هر دوره اي باشد، همچنان اين جامعه در جاهليت است. اگر در فردي اين ويژگيها موجود باشد، اين فرد در جاهليت است. براي شناخت اين ويژگيها، آن ها را در چندين محور دسته بندي مي كنيم:
- سيستم اقتصاد جاهليت - سيستم فرهنگي و اجتماعي جاهليت - سيستم سياسي و تشكيلاتي جاهليت - و مسئله ي جنگ ها كه در مسئله ي جاهليت بسيار خاص بود.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:9  توسط رها
|
ما گاهي فكر مي كنيم ائمه مثل ما هستند كه اگر سراغ يكي برويم يكي ديگه ناراحت مي شه. يا بي ادبي است. در صورتي كه اين طور نيست. تو خودت رو وسط نور بيانداز. تو چي كاره اي؟ اون اتفاقي كه بايد بيافته، مي افته. " الله ولي الذين امنوا، يخرجهم من الظلمات الي النور " ولايت، ولايت نور است. نور كسي را به زور دنبال خودش نمي كشه. افراد فطرتاً دنبال نور هستند. يك بذر بكار، يك درخت بكار، مي بيني كه اين درخت اون قدر كج و راست مي شه تا به نور برسه. هرچي سبزي در عالم هست خودش را به سمت نور مي كشونه. كسي درخت ها رو زور نكرده، توي جنگل كه باغبان نيست. اين همه گياه يك وجه مشترك دارند. همه فطرتاً دوست دارند به سمت نور بروند. اگر پيامبر با اون چهره ي نوراني در ما ظاهر بشه، ما دنبال او مي ريم. به زور نيست. "لا اكراه في الدين" هيچ دقت كردين اين آيه "لا اكراه في الدين" كجا و كي مطرح مي شه؟ آيا بعد از صحبت در مورد جهاد و قيامت؟ نه، بعد از آيه ي نماز به پا داشتن؟ نه، بعد از آيه ي حج؟ نه. " الله وَلِیُّ الَّذین آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلی النُّور وَ الُّذینَ کَفَروا أولیاؤُ هُمُ الطَّاغوتُ یُخرِجُونَهُم مِنَ النُّور إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أصحابُ النَّارِ هُم فِیها خالِدُونَ " كفار تنها يك اشتباه كردند. از نور به ظلمات رفتند. وقتي در مورد امام حسين صحبت مي شه يك عشقي در آدم زنده مي شه، بحث در مورد امام علي يك غرور، يك اعتماد را در انسان تداعي مي كنه ولي وقتي در مورد پيامبر صحبت مي كنيم يك نرمي، يك زلالي به آدم دست مي دهد. به همين دليل رفتن به سمت پيامبر به زور نيست. كسي كه ايشون رو بشناسه به سمتشون جذب مي شه. هيچ چيز به اندازه ي سجده، انسان را به خدا نزديك نمي كند. بزرگترين چيزي كه ما را به خدا نزديك مي كنه، نماز هست. اوج نماز هم موقع فرودشه، يعني سجده. بياييم راحت تر سجده كنيم. سريع بلند نشيم. توي سجده تازه بايد بساطتمون رو پهن كنيم. ركوع نماز، ادب است. اما سجده قرب. اگر مي خواهي به خدا نزديك شي، سجده كن.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 8:5  توسط رها
|
بهش گفتم اگه این بار هم قراره حاجتم رو ندی تا اون جايي كه بالاخره من از کوره در برم و بگم منو یادت رفته و این حرفا، این بار فرق مي كني. اين بار من فقط شكرت مي كنم. امام علي : هنگامي كه مقدمات نعمتي به شما مي رسد، دنباله آن را با ناشكري از دست ندهيد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 14:14  توسط رها
|
پيغمبر در يك روايت مي فرمايد: خداوند از نور بهشت گرفت و اين نور را پخش كرد كه v ثلث آن به من رسيد v ثلث به فاطمه رسيد v ثلث ديگر به اميرالمومنين و اهل بيت او البته بايد دقت كرد كه ثلث دقيقاً به معني سه قسمت مساوي نيست، بلكه منظور سه بخش است. به عنوان مثال يك كتاب را در نظر بگيريد كه چهار بخش داره، ممكن است بخش اول 10 صفحه باشه و بخش دوم 50 صفحه بنابراين ثلث به معناي سه بخش است. يا در روايتي داريم كه : "كسي كه به پولداري، به خاطر پولدار بودنش احترام بگذارد ثلث دينش رفته." (البته بر عكس اين قضيه هم صادقه. يعني چنانچه به پولداري به خاطر پول دار بودنش بي اعتنايي كنيم هم مرخصيم.) حال از آن جا كه كسي كه مجرد باشه، هم نصف دينش رفته. پس طرف يه چيزي هم بدهكار مي شه. بنابراين پيامبر يك ابتدايي داشته كه اون ابتدا نوراني بوده و اين نور با نور جنت تقويت شده، نور بهشت هم كه نور امام حسين است. به همين دليل پيامبر مي فرمايد: " حسين مني و انا من حسين. " البته اين مسائل را همه درك نمي كنند، اما قرار نيست اگر چيزي در سطح معلومات ما نيست، منكرش شيم. به عنوان مثال اعداد منفي زير راديكال. اول به ما مي گفتند عدد منفي زير راديكال نمي رود. اما بعدها كه سطح معلومات ما بالاتر رفت، فهميديم كه اعداد مختلط هم در كار است. همه چيز توي يك سيستم معنا نمي دهد. عالم مجموعه اي از منشور است . اين منشورها طوري توي اين عالم چيده شدند كه نور هم را منعكس و تقويت مي كنند و مانع هم نيستند. اصل نور هم كه خدا است. " الله نور السموات و الارض "مله را حضرت فاطمه و امام علي هم مي گويند. ين مني و انا من حسين يعني همين مسئله. ثلث به معناي سه بخش است. بالا برويم. جاي به همين دليل تماس فيزيكي مهم نيست. ما پيغمبر رو ، امام زمان رو نمي بينيم. اما به واسطه نور اون ها كه به ما مي رسه، بهره مي بريم. يك نور در عالم داريم. كه نور مي آفريند. " يا نور النور يا نور كل النور يا نور فوق كل نور يا نور ليس كمثله نور. " پ.ن.۱. این روزا خیلی سرم شلوغه خیلی فرصت نکردم بیام اینجا
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:40  توسط رها
|
|
|